نمایش اقتدار ایران در بازسازی زیرساختها

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ بازگشت کمتر از ۴۸ ساعته آبشیرینکن جاسک به مدار خدمت و بازگشایی تونل ارتباطی بندرعباس، بار دیگر یک واقعیت مهم را برجسته کرد؛ اینکه زیرساختهای حیاتی کشور حتی در شرایط بحران و جنگ، قابلیت احیا و بازگشت سریع به کارکرد عملیاتی دارند. این سرعت در بازسازی، اتفاق صرفاً فنی نیست؛ بلکه نشانهای از اتکا به جوانان و مهندسان بومی، تجربه میدانی، شبکه انسانی متخصص داخلی، و شکلگیری نوعی تابآوری ملی است.
ایران با وجود همه فشارها و دشمنیها، نشان داده است اگر زیرساختی آسیب ببیند، نیروی ایرانی آن را دوباره سر پا میکند
آنچه روزهای اخیر پس از نقض یادداشت تفاهم از سوی آمریکا و افزایش تنش در جنوب کشور دیده شد، فقط اتفاقی در بستر فنی یا عمرانی نبود؛ بلکه پاسخی سیاسی و راهبردی به منطق تجاوز بود. وقتی آبشیرینکن جاسک در کمتر از ۴۸ ساعت به مدار خدمت بازمیگردد، خط ریلی مشهد در همین بازه بازگشایی میشود یا قبل تر، خط ریلی چهارباغ کرج با همت مهندسان داخلی احیا و به مدار خدمت رسانی بازمیگردد معنا روشن است؛ ایران مقتدر را نمیتوان با ضربه به زیرساختها زمینگیر کرد.
کشورمان سالهاست برای بقا، استقلال و مقاومت هزینه داده؛ اما همین هزینه، امروز به صورت سرمایه واقعی خود را نشان میدهد؛ اینکه ظرفیت داخلی، نیروی متخصص بومی، تجربه بحران و اراده بازسازی فوری در اوج آمادگی برای مهار تنش ها و بحران های اجتماعی قرار دارد. این واقعیت را باید صریح گفت؛ در منطقهای که برخی کشورها سالها با پول نفت، برجسازی و نمایش پوشالی قدرت، برای خود «تصویر توسعه» ساختهاند، واقعیت میدانی چیز دیگری است. طبق دادههای موجود، در بسیاری از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، سهم غیرشهروندان در اشتغال بخش خصوصی بسیار بالاست:
- قطر ۹۹.۴ درصد
- کویت ۹۵.۸ درصد
- عربستان ۷۹.۷ درصد
- عمان ۷۸ درصد
- بحرین ۸۲.۱ درصد
این یعنی وقتی پروژهای باید بازسازی شود، وقتی زیرساختی آسیب میبیند، وقتی گره فنی باید باز شود، آنها غالباً ناچارند منتظر مهندس، تکنسین و نیروی کار خارجی بمانند. اما جمهوری اسلامی ایران با وجود همه فشارها و دشمنیها، نشان داده است اگر زیرساختی آسیب ببیند، نیروی ایرانی خودش آن را دوباره سر پا میکند.
این تفاوت، ساده نیست؛ تفاوت بین وابستگی و استقلال است. وابستگی، شاید در روزهای آرام پرزرقوبرق به نظر آید، اما در روز بحران، به زنجیر تبدیل میشود. استقلال، شاید هزینه داشته باشد، اما در لحظه آزمون، به قدرت بازسازی تبدیل میشود. ایران امروز با همین منطق ایستاده است؛ نه با تکیه بر مزدور خارجی، نه با انتظار برای متخصص وارداتی، نه با ترس از فشار و تهدید.
سازش اگر به وابستگی منتهی شود، روزی میرسد حتی برای ترمیم یک زخم، باید اجازه گرفت
ایران با ظرفیت انسانی خودش، با مهندس و کارگر و مدیر و متخصص ایرانی، با شبکهای از تجربه و اراده ایستاده و نشان داده است هر ضربهای قرار نیست به فروپاشی منجر شود و اینجاست که باید صریح و بیپرده گفت، تجاوز به ایران، هر شکل و هر نامی که داشته باشد، نه نشانه قدرت مهاجم، بلکه نشانه درماندگی اوست.
کشوری که بتواند در برابر بحران، زیرساختش را دوباره زنده کند، کشوری که بتواند در کمتر از دو روز چیزی را که هدف تخریب بوده به خدمت برگرداند، کشوری که در سختترین شرایط هم دستش به زانوی خودش بند است، نه به دستان بیگانه، چنین کشوری را با عملیات روانی و فشار بیرونی نمیشود شکست داد. در مقابل، آنچه برخی دولتهای عرب حوزه خلیج فارس دههها ساختهاند، بیش از آنکه «قدرت ملی» باشد، ساختار وابسته توسعهی وارداتی بوده است.
بناها شاید بلند و پرزرق و برق باشند، اما اگر برای هر پیچ و مهره بازسازی باید چشم به بیرون داشت، آنچه ساخته شده، اقتدار نیست؛ وابستگی آراستهشده است. بنابراین نتیجه روشن است؛ جمهوری اسلامی ایران، با همه فشارها، تحریمها و تهدیدها، بهای استقلال را پرداخته، اما همین بها در عمل کمهزینهتر از سازش بوده است.
سازش اگر به وابستگی منتهی شود، روزی میرسد حتی برای ترمیم یک زخم، باید اجازه گرفت. اما مقاومت، اگر بر ظرفیت داخلی بنا شود، روزی میرسد که زیر آتش هم، کشور از پا نمیافتد. این همان نقطهای است که اقتدار واقعی معنا مییابد؛ نه در شعار، بلکه در بازسازی فوری؛ نه در نمایش، بلکه در ایستادگی؛ نه در اتکا به بیگانه، بلکه در شکوفایی توان ملی.